📐 دانشکدهٔ ۱۳ · تحلیل کلان، چکلیست و حدود روش
فلوچارت و چکلیست معاملاتی: از ج-۱ تا ج-۱۰
The flowchart and trading checklist: from C-1 to C-10
پیشنیازها: واگرایی و همگرایی: دو پله، نقطهٔ ورود، و اولویت ترندلاین RSI بر الگو
📚 آموزش در سه سطح
از سطح ساده شروع کنید؛ اگر روشن بود، سطح بعد را بخوانید. سطح مناسب شما ذخیره میشود.
🌱 توضیح ساده
تا اینجا قواعد پراکندهای یاد گرفتهاید: مثلث و تونل، پنج ناحیه، چهار تارگت، کوژ، دستهپرچم، بادی وی، RSI 17، دامیننس. کتاب همهٔ اینها را در یک بخش به نام «فلوچارت و چکلیست معاملاتی» به یک روال واحد تبدیل میکند. منطق آن ساده است: پیش از هر معامله، موارد را به ترتیب بررسی کنید؛ و در برابر هر قاعده، شمارهٔ بخشی از کتاب که آن قاعده را شرح داده نوشته شده تا بتوانید به مرجع برگردید.
چکلیست ده گام دارد. ج-۱ فلوچارت کلی تصمیم است. ج-۲ پیش از معامله: بازار و تایمفریم. ج-۳ شناسایی و ترسیم الگو. ج-۴ کنترل کیفیت الگو. ج-۵ ناحیهبندی و شکست. ج-۶ محاسبهٔ تارگت. ج-۷ ورود. ج-۸ مدیریت پوزیشن و خروج. ج-۹ ابطال و بهروزرسانی الگو. ج-۱۰ پس از معامله.
ارزش این فرم در جایی است که بسیاری از معاملهگران آن را دستکم میگیرند: ترتیب. وقتی گامها به ترتیب پر شوند، نمیتوانید نخست تارگت را ببینید و بعد برای توجیه آن الگو بکشید. چکلیست شما را مجبور میکند نخست سنتیمنت و تایمفریم را تعیین کنید، سپس الگو را بکشید و کیفیتش را بسنجید، و تنها پس از آن سراغ تارگت و ورود بروید.
📘 توضیح متوسط
گام ج-۲ چند عدد مشخص دارد که باید پیش از معامله تعیین شود. سنتیمنت اصلی در تایمفریم روزانه تعیین میشود و معامله همجهت آن است؛ در بازار نزولی لانگ گرفته نمیشود. تایمفریم معامله انتخاب میشود: روزانه برای میانمدت و پانزدهدقیقه برای اسکالپ. سهم سرمایه متناسب با تایمفریم است: روزانه هشتاد درصد، چهارساعته ده درصد، یکساعته پنج درصد، اسکالپ پنج درصد. و زمان لازم برای تحقق تارگت از پیش دانسته است: روزانه یکونیم تا سه ماه، چهارساعته یک هفته تا ده روز، یک و دوساعته حدود چهار روز، سی و چهلوپنج دقیقه یک تا یکونیم روز، اسکالپ همان روز. قانون فراکتال هم در همین گام میآید: الگوی کوچکتر در دل الگوی بزرگتر بررسی میشود، چون بازار اول به الگوی کوچکتر احترام میگذارد.
گام ج-۴ کنترل کیفیت است و همان جایی است که بیشترین معامله حذف میشود. مثلث دستکم شش برخورد دارد و ایدهٔ آل ده برخورد است؛ در تایمفریمهای پایین کمتر از هشت تا ده برخورد پرریسک است. سیکل حرکتی درون الگو باید منظم باشد. گپ درون الگو بررسی میشود: در صورت وجود گپ، انتظار حداکثر تارگت دوم یا سوم است، نه چهارم. مثلث پرسایه قابل معامله نیست. اگر یک ضلع مثلث صاف باشد، احتمال شکست از همان ضلع هشتاد و پنج درصد است؛ در کنج، احتمال خروج خلاف جهت شیب هشتاد و پنج درصد است. در تونل، اگر روند بیشتر به میدلاین احترام گذاشته باشد، فقط فاصلهٔ میدلاین تا لبه تارگت گرفته میشود.
گام ج-۵ جدول تصمیم ناحیهٔ خروج را دارد و این جدول، هستهٔ مدیریت سرمایهٔ روش است. خروج از نواحی یک تا سه بیاعتبار است: ورود نکن و الگو را بهروز کن. خروج از ناحیهٔ چهار: تارگت اول مطلق و حداکثر تارگت دوم (با کندل قوی روی تارگت دوم، تا تارگت چهارم)، ورود بیست درصد سرمایه، و اقدام کلیدی ریسکفری در تارگت دوم. خروج از ناحیهٔ پنج: تارگت چهارم (در روزانه و بالاتر حداکثر تارگت سوم)، ورود هشتاد درصد در شکست بهعلاوهٔ بیست درصد در پولبک یا الگوی کوچک بعدی، و خروج اصل سرمایه در تارگت چهارم. کنج در ناحیهٔ چهار: تارگت دوم مطلق، ورود بیست درصد، ریسکفری در تارگت دوم و سود تا تارگت چهارم.
گام ج-۶ محاسبهٔ تارگت است و چند قاعدهٔ ریز دارد که اگر رعایت نشوند عدد غلط در میآید: فقط بدنهٔ کندل ملاک است و سایهها حذف میشوند؛ تارگتهای مثلث با تقسیم ارتفاع مثلث روی خطوط نواحی مشخص میشوند؛ تارگتهای تونل به ترتیب میدلاین، ارتفاع کانال، و واکنش آخر روند یا دستهپرچم هستند؛ تارگت از نقطهٔ پولبک (بوسهٔ وداع) و همجهت روند اندازه گرفته میشود، نه از نقطهٔ خروج. موانع مسیر هم بررسی میشوند: حمایت و مقاومت تایمفریم بالاتر، سقف و کف و میدلاین کانال بزرگتر، ترندلاینهای قدیمی و تارگتهای قبلی. و تطابق تارگت دوم با فیبوناچی ۰٬۶۱۸ و تارگت چهارم با ۱٬۶۱۸ بررسی میشود.
گامهای ج-۷ و ج-۸ همان قواعد بادی وی هستند که در دورهٔ پنجم خواندید، اما در قالب تیکخورده: منتظر شکست در ناحیهٔ چهار یا پنج ماندن، ورود با عبور سی درصد بدنه یا شکست رنج ریز، استاپ کمی آنسوی سایهٔ کندل پیش از شکست و رد معامله در صورت فاصلهٔ غیرمنطقی، حجم از ریسک یک درصد، همجهت بودن RSI 17 (لانگ بالای ۵۵، شورت زیر ۴۵)، تقدم شکست ترندلاین RSI بر شکست الگو، و ورود پلهای بی مارتینگل. در خروج: ریسکفری در تارگت دوم، خروج سود در بازگشت از تارگت دوم به زیر تارگت اول، خروج کامل در تارگت چهارم یا سوم تونل، و برای بادی وی، نگه داشتن بقیه تا کلوز بدنه آنسوی ترندلاین پلهای.
🔬 توضیح تخصصی
دو قاعدهٔ ج-۸ و ج-۹ هستند که بیشترین دقت را میخواهند. اول، ابطال: الگویی که به هدفش رسیده باطل است و تارگت آن به حمایت یا مقاومت آینده تبدیل میشود؛ و اگر قیمت تارگتهای هر دو سوی مثلث را زده باشد، الگو برای ترید بیاعتبار است. دوم، اعتبار معکوس: الگو به اندازهٔ مجموع کندلهای عمرش و کندلهای تا تارگت، برای شکست معکوس معتبر است و تارگت آن بادی وی است. این دو قاعده با هم یک چرخهٔ عمر کامل برای هر الگو میسازند: ساخت، شکست، تارگت، ابطال، و پنجرهٔ اعتبار معکوس.
یک نکتهٔ مهم که خود کتاب صریح میگوید: منبع برای حد ضرر عدد ثابتی تعریف نکرده است. کنترل ریسک در نسخهٔ قدیمیتر روش با ورود پلهای، ورود فقط در نواحی چهار و پنج، ریسکفری در تارگت دوم و خروج سود در بازگشت زیر تارگت اول انجام میشد؛ قاعدهٔ استاپ پشت سایهٔ کندل پیش از شکست، در بهروزرسانی ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ اضافه شده است. پس اگر در منابع قدیمیتر این روش به استاپ مشخصی برنخوردید، تناقضی نیست — روش در این نقطه بهروز شده است.
بندهای چکلیست از نظر آزمونپذیری یکسان نیستند و این را باید دید. بعضی بندها کاملاً مکانیکیاند و کد میشوند: شمارش برخورد بدنه، ناحیهٔ خروج با تقسیم زمانی، سطوح RSI، فاصلهٔ استاپ، درصد سرمایه. بعضی بندها قضاوتیاند و دو تحلیلگر میتوانند دو پاسخ بدهند: «سیکل حرکتی منظم است»، «الگو پرسایه نیست»، «موانع مسیر را بررسی کردهام». توصیهٔ عملی این است که برای هر بند قضاوتی، خودتان یک معیار عددی بنویسید — مثلاً «پرسایه» را به نسبت میانگین سایه به میانگین بدنه در کندلهای برخوردی تعریف کنید — و همان را در همهٔ معاملهها به کار ببرید.
اعداد هشتاد و پنج و پانزده درصد در چند بند تکرار میشوند و باید روشن گفته شود: اینها در کتاب هیچ پشتوانهٔ آماری گزارششدهای ندارند — نه اندازهٔ نمونه، نه بازهٔ زمانی، نه بازار، نه روش شمارش. پس آنها را قاعدهٔ سرانگشتی تجربی مؤلف بدانید، نه احتمال اندازهگیریشده. خوشبختانه سنجیدنشان با همین چکلیست ممکن است: اگر پنجاه الگوی ضلعصاف را با تعریف ثابت ثبت کنید و جهت شکست هر یک را بنویسید، عدد خودتان را به دست میآورید. تا آن زمان، در اندازهٔ پوزیشن به این اعداد بهعنوان قطعیت تکیه نکنید.
و نکتهٔ آخر دربارهٔ تخصیص سرمایه: اعداد هشتاد، ده، پنج و پنج درصد برای تایمفریمها، سهم سرمایهٔ هر دسته معامله را میگویند، نه ریسک هر معامله را. این دو با هم تضاد ندارند اما باید جدا شوند: سهم تایمفریم تعیین میکند چه بخشی از حساب در معاملههای روزانه درگیر است، و قاعدهٔ ریسک یک درصد تعیین میکند هر ورود چقدر میتواند ضرر بدهد. اگر این دو را با هم مخلوط کنید، یا بیش از حد محافظهکار میشوید یا بیش از حد در معرض ریسک.
🌍 مثال واقعی: یک معاملهٔ فرضی که در گام ج-۴ رد میشود
فرض کنید روی تایمفریم پانزدهدقیقه یک مثلث نزولی زیبا میبینید و قیمت در ناحیهٔ پنج است. وسوسهانگیز است، چون جدول ج-۵ برای ناحیهٔ پنج تارگت چهارم و ورود هشتاد درصدی میدهد.
اما چکلیست را به ترتیب پر میکنید. ج-۲: سنتیمنت روزانه صعودی است و این معامله شورت است — یعنی خلاف جهت سنتیمنت اصلی. همین یک بند، معامله را مشکوک میکند. ج-۳: برخوردهای بدنه را میشمارید و پنج برخورد و چهار لگ به دست میآورید — کمتر از حداقل ده برخورد یا شش لگ. ج-۴: در تایمفریم پانزدهدقیقه، کمتر از هشت تا ده برخورد پرریسک است، و علاوه بر آن میبینید کندلهای برخوردی سایههای بلندی دارند.
نتیجه: معامله در گام ج-۴ رد میشود و هرگز به گام ج-۶ و ج-۷ نمیرسد. اگر چکلیست را به ترتیب پر نکرده بودید و از تارگت شروع کرده بودید، همین معامله را با توجیه «ناحیهٔ پنج است» میگرفتید.
این مثال اصل کار چکلیست را نشان میدهد: کارش گرفتن معامله نیست، کارش حذف معامله است. ارزش یک فرم با تعداد معاملههایی که رد میکند سنجیده میشود، نه با تعدادی که تأیید میکند.
🔤 واژگان تخصصی
جدول ج-۵ که برای هر ناحیهٔ خروج، هدف قابل انتظار، درصد ورود و اقدام کلیدی را تعیین میکند.
مثال: ناحیهٔ چهار: تارگت اول مطلق، ورود بیست درصد، ریسکفری در تارگت دوم.
بررسی الگوی کوچکتر در دل الگوی بزرگتر، چون بازار نخست به الگوی کوچکتر احترام میگذارد.
مثال: مثلث پانزدهدقیقه درون کانال چهارساعته بررسی میشود.
تخصیص درصدی از حساب به هر دسته تایمفریم: روزانه هشتاد، چهارساعته ده، یکساعته پنج، اسکالپ پنج درصد.
مثال: این سهم، ریسک هر معامله نیست؛ ریسک هر ورود جداگانه حدود یک درصد است.
پولبک پس از شکست به خط شکستهشده؛ تارگت از همین نقطه و همجهت روند اندازه گرفته میشود.
مثال: اندازهگیری تارگت از نقطهٔ پولبک، نه از نقطهٔ خروج.
الگویی که به هدفش رسیده باطل است و تارگتش به حمایت یا مقاومت آینده تبدیل میشود؛ الگویی که تارگت هر دو سو را داده، برای ترید بیاعتبار است.
مثال: پس از لمس تارگت بالا و پایین مثلث، آن مثلث قابل معامله نیست.
بندی از چکلیست که معیار عددی ندارد و باید توسط خودِ معاملهگر عملیاتی شود.
مثال: «الگو پرسایه نیست» باید به نسبت میانگین سایه به بدنه تبدیل شود.
🔑 نکات کلیدی
- چکلیست ده گام دارد و ترتیب گامها بخشی از قاعده است: سنتیمنت و تایمفریم پیش از الگو، الگو و کیفیت پیش از تارگت، تارگت پیش از ورود.
- سنتیمنت در تایمفریم روزانه تعیین میشود و معامله همجهت آن است؛ در بازار نزولی لانگ گرفته نمیشود.
- جدول ج-۵: نواحی یک تا سه ورود ممنوع؛ ناحیهٔ چهار ورود بیست درصد با تارگت اول مطلق؛ ناحیهٔ پنج ورود هشتاد بهعلاوهٔ بیست درصد با تارگت چهارم.
- تارگت فقط با بدنه اندازه گرفته میشود و از نقطهٔ پولبک، نه از نقطهٔ خروج.
- گپ درون الگو سقف انتظار را به تارگت دوم یا سوم میرساند؛ مثلث پرسایه قابل معامله نیست.
- کتاب برای حد ضرر در نسخهٔ قدیمی عدد ثابتی نداشت؛ قاعدهٔ استاپ پشت سایه، بهروزرسانی ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ است.
- سهم سرمایهٔ تایمفریم با ریسک هر معامله یکی نیست و باید جدا محاسبه شود.
- اعداد هشتاد و پنج و پانزده درصد قاعدهٔ سرانگشتی تجربیاند، نه احتمال اندازهگیریشده.
⚠️ اشتباهات رایج
- پر کردن چکلیست از آخر به اول: نخست دیدن تارگت جذاب و بعد ساختن توجیه الگو.
- گرفتن معامله خلاف سنتیمنت روزانه فقط به اعتبار اینکه ناحیهٔ خروج چهار یا پنج است.
- اندازهگیری تارگت از نقطهٔ خروج بهجای نقطهٔ پولبک، که عدد را جابهجا میکند.
- شمردن سایهها در محاسبهٔ ارتفاع الگو و تارگت.
- اشتباه گرفتن سهم سرمایهٔ تایمفریم با ریسک هر ورود.
- رها گذاشتن بندهای قضاوتی بی معیار عددی، و در نتیجه ناتوانی در تکرار تصمیمها.
- اضافه کردن حجم به روش مارتینگل، در حالی که چکلیست آن را صریح منع میکند.
- تکیه بر هشتاد و پنج درصد بهعنوان قطعیت در تعیین اندازهٔ پوزیشن.
🛠 تمرین عملی: فرم چکلیست خودتان را بسازید و روی سه معاملهٔ گذشته اجرا کنید
- ده گام چکلیست را به یک فرم یکصفحهای تبدیل کنید، با جای تیک و جای عدد برای هر بند.
- برای هر بند قضاوتی (سیکل منظم، پرسایه، موانع مسیر) یک معیار عددی بنویسید و در فرم ثبت کنید.
- سه معاملهٔ گذشتهٔ خودتان را انتخاب کنید — دستکم یکی بازنده — و برای هر یک فرم را کامل پر کنید، همانگونه که در آن زمان قابل مشاهده بود.
- برای هر معامله بنویسید در کدام گام رد میشد، اگر فرم را از پیش داشتید.
- جدول ج-۵ را روی هر سه اعمال کنید و ببینید درصد ورود شما با جدول همخوان بود یا نه.
- در پایان بنویسید کدام دو بند فرم بیشترین تعداد معامله را حذف میکنند، چون همان دو بند باید اول فرم باشند.
✅ معیار درستی: فرم ساخته شده، هر بند قضاوتی یک معیار عددی دارد، و برای هر سه معامله گام رد شدن یا تأیید با اشاره به بند مشخص نوشته شده است.
🔒 در هیچ تمرینی از سرمایهٔ واقعی، عبارت بازیابی (Seed Phrase)، کلید خصوصی یا اتصال کیف پول اصلی استفاده نکنید.
📝 آزمون تطبیقی
هر بار ۵ سؤال از بانک ۱۴ سؤالی این درس انتخاب میشود؛ سؤالهایی که قبلاً اشتباه زدهاید زودتر برمیگردند. حدنصاب قبولی ۸۰٪ (۴ از ۵) است و درس بعد با قبولی باز میشود.
✍️ پرسش تشریحی
چکلیست دهگامی را به دو فهرست تقسیم کنید: بندهای مکانیکی قابل کد، و بندهای قضاوتی. برای هر بند قضاوتی یک معیار عددی پیشنهاد دهید و بگویید چرا همان معیار قابل دفاع است.
بعد از نوشتن، پاسخ خود را با این معیارها بسنجید
خودارزیابی: هر نکتهای را که پاسخ شما بهروشنی پوشش داده علامت بزنید.
🤖 دستیار آموزشی
دستیار آفلاین آکادمی: پاسخها فقط از متن درسها و واژگان همین آکادمی پیدا میشوند و منبع هر پاسخ نشان داده میشود. هوش مصنوعی مولد نیست، حدس نمیزند و هیچ سیگنال خرید و فروشی نمیدهد.
📎 منابع مطالعاتی
- کتاب «تحلیل تکنیکال الگومحور»، بخش ۱-ج: فلوچارت و چکلیست معاملاتی (ج-۱ تا ج-۱۰)
- کتاب «تحلیل تکنیکال الگومحور»، بخش ب-۵: نکات کلیدی آموزهها، تعداد برخورد و تایمفریم
- کتاب «تحلیل تکنیکال الگومحور»، بهروزرسانی ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶: ترندلاین پلهای و حد ضرر
🏁 معیار تسلط بر این درس: میتوانید یک فرم دهگامی با معیارهای عددی برای همهٔ بندهای قضاوتی بسازید و هر معامله را پیش از ورود با همان فرم و به همان ترتیب بسنجید.